خــــــــاطـــــراتــــــــه ســــــــرد

خیــــــــلی دلــــــــم گــــــــرفــته از خیــــــــلــــی هــــــــا

شعر های کوتا و پر محتوا...

آدمک آخر دنیاست بخند***آدمک مرگ همین جاست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی***گل دنیا سرابست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد***شوخی کاغذی ما ست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی***به خدا مثل تو تنهاست بخند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1392/08/11ساعت 12:58  توسط فرود شفیعی  | 

جملات پرمعنا و آموزنده فلسفی از بزرگان



در روزگاری که لبخنده آدمها به خاطر بر زمین خوردن توست،
برخیز تا بگریند.
|
زندگی دو بخشه:بخش اول در انتظار بخش دوم
بخش دوم در حسرت بخش اول

+ نوشته شده در  شنبه 1392/08/11ساعت 12:1  توسط فرود شفیعی  | 

smsعاشقانه،دلتنگی،تنهایی،غم انگیز و...



ترسم از آن شبی هست که:
خاطراته روز  رفتنت یادم بیفتد،
من باشم و یه خیابون خلوت ولی پاکت سیگارم خالی باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1392/08/10ساعت 10:22  توسط فرود شفیعی  | 

خیانت...


خیانت قشنگی بود..


تهیه کننده:رفیقم..
کارگردان:عشقم.. 

+ نوشته شده در  جمعه 1392/08/10ساعت 10:11  توسط فرود شفیعی  | 

رفت...


یک نفر آمد صدایم کرد و رفت

با صدایش آشنایم کرد و رفت

نوبت تلخ رفاقت که رسید

ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

+ نوشته شده در  جمعه 1392/08/10ساعت 0:22  توسط فرود شفیعی  | 

کوچه ی تنهایی...




کوچه را دیدی به وقت شب چه تنها میشود؟
بی تو،از آن کوچه هم تنهاترم.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/08/09ساعت 23:43  توسط فرود شفیعی  | 

دلشکسته...




چقدر سخته:که خواسته باشی یکی دیگه فراموشت کنه،ولی خودت نتونسته باشی که از یادش ببری...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/08/09ساعت 23:40  توسط فرود شفیعی  | 

عاشقانه و دل شکسته




برای کشتن پرنده نیازی به تیرو کمان نیست

بالهایش را بچینی،خاطرات پرواز او را روزی صدبار خواهد کشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/08/09ساعت 21:12  توسط فرود شفیعی  | 

نیا بــــــــاران ، زمیــــــن جــــــــای قشنگــــــــی نــیسـت...


نیــــــــا بــــــــاران،نیــــــــا بــــــــاران،زمــــــــین جــــــــای قشنگــــــــی نیســــــــت...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/08/09ساعت 20:12  توسط فرود شفیعی  | 

خداوندا


به درگاهی پناه آورده‌ام كز در نمی‌راند

كه هركس را كه درمانده‌ست سوی خویش می‌خواند

امید اولی كه هر زمان او را رها كردم،

امید آخرم شد نام او را تا صدا كردم

خداوندا، خداوندا قرارم باش و یارم باش

جهان تاریكی محض است، می‌ترسم، كنارم باش

اگر گم كرده‌ام در این همه بی‌راهه راهم را

تویی كه می‌بری سوی سپیدی‌ها نگاهم را

صدایم می‌كنی وقتی صدایم غیرِ آهی نیست

خطابخشی، به اشك و توبه می‌بخشی گناهم را

خداوندا، خداوندا قرارم باش و یارم باش

جهان تاریكی محض است، می‌ترسم كنارم باش
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/05/05ساعت 23:33  توسط فرود شفیعی  | 

مطالب قدیمی‌تر